نگاشته شده توسط: momenan | مارس 15, 2008

تجربه حلاج در دنیای ازاد

چند وقتیست که مصاحبه ای جدید از دکتر سروش موجبات بحث های فراوان در میان صاحب نظران و غیر صاحب نظران پدید اورده استاین مباحثات با اظهار نظر(که چه عرض کنم بیانیه سیاسی)مجید مجیدی به اصطلاحهنرمندابعاد تازه ای پیدا کرددر باب این حرکت آقای مجیدی به اندازه کافی در وبلاگ های دیگر مطلب نوشته شدهو من فکر میکنم احتیاجی به توضیح بیشتر نداشته باشد  کما اینکه تایمی که بخشخبری معلوم الحال  20:30 برای پخش سخنان آقای مجیدی اختصاص  دادبیشتر از تاثیریست که گاه برای بازتاب سخنان رهبری  و احمدی نژاد اختصاص می دهدو این خود گویای ماهیت این کارگردان و اهمیت پروژه اجرایی ایشان می باشدمی گویند حلاج در جامع بغداد فریاد میکشید)) مرا بکشید, تا من آرام یابم و شما پاداش یابید))نمی دانم قیمت آقای مجیدی چند دلار است ولی متاسفانه برای جامعه هنری و سینماییایران لکه ی ننگی به ثبت رسیدکه اینبار پروژه تکفیر سیاسی از آستین فرزند ناخلف این خانواده بیرون آمد اما به واقع سروش چه گفت؟برای تمام کسانی که اندکی با تفکرات و آثار سروش آشنایی دارندعلاقه ی و پیوند قلبی و روحی ایشان به رسول اکرم و دین اسلامروشن تر از خورشید است .ولیکن به مانند تمام تاریخ هر حرف جدید ی که بیان می شودو مطابق با مقدسات مورد استعمال حکومت ها نباشد خصوصا در جوامع دینیحتی از تیغ تیز تکفیر سیاسی  هم در امان نمی ماندایه 97 سوره بقره:بگو کسی که دشمن جبرئیل است{در واقع دشمن خداست}چرا که او به فرمان خداقرآن را بر قلبت نازل کرده است در حالی که موید کتاب های پیش از ان…..این ایه تمام حرف سروش  است بر خلاف آنچه امروز مورد تبلیغات سیاسی قرار گرفته سروش هیچ خللی بر نبوت ورابطه آسمانی حضرت محمد با اسمان وارد نکرده است بلکه حوزه مورد بحث برچگونگی ابلاغ وحی بر پیامبر است همانگونه که در ایه 97 سوره بقره مشاهده می کنید قرآن به صورت مفاهیمی  بر قلب پیامبر نازل شده و پیامبر بدون دخل و تصرف در این معانی بوسیله واژه هایی که خود واجد آن بود آنها را بیان کرده استشما تصور کنید باران راکه بسیار پاک ومقطر است از آسمان بر زمین نازل می شود در رودخانه ای جاری می شود با گل و لای آغشته می شود و دیگر پاک و مقطر باقی نمی ماند.وحی هم بدین گونه است,تا زمانی که بر قلب پیامبر بنشیند آسمانیست  ولی از لحظه ای کهپیامبر آن را به زبان آورد  و بیان کند دیگر انسانی و زمینی ست و بدین گونه است کهخطا پذیرمی شود(خود دکتر سروش در جوابیه ای که به ایت الله سبحانی فرستادند این مسئلهرا به زیبایی بیان کردند که در لینک پایین مطالعه خواهید کرد)ولیکن موضوع دیگر بحث علم پیامبر هست که جناب مجبدی در سخنرانی آتشین خود بهاشتباه آن را ((علم غیب)) نامیدند در صورتی که مشخصا پیامبر علم غیب نداشت در قرانخداوند به پیامبر می فرماید انچه ما به تو نازل کردیم به مردم مکه و اطرافش بازگو کن یعنی علم پیامبر محدود میشد به علمی که لازم بود در اختیار او و مردم قرار گیردنه اینکه پیامر بر تمام علم ها محیط باشدبدین جهت این گفته سروش مبنی بر اینکه پیامبر با علم محدود  خودش که واجدان بود قران را که بر قلبش نازل میشد بیان می کرد حرفی نامعقول نمی تواند باشداما عمده اشکالی که بر گفته های سروش وارد می آورند بحث نقش محوری پیامبردر ایجاد قرآن و تولید آن می باشد

ببینید خود سروش در مصاحبه ای که بعد از ان با روزنامه کارگزاران داشتتوصیف زیبایی برای این عبارت داشتمی گوید میوه ی گیلاس جزو نعمت های خداوند است ولیکن با دخالت و واسطه یدرخت گیلاس اگر درخت گیلاس در وضعیت مناسب محیطی باشد میوه ای بهتر می دهد و اگر نباشد میوه ای با کیفیت متفاوتبه هر حال شما میگویید این میوه ی درخت گیلاس است نمی گویید این میوه ی خداست!!پیامبر هم در ترجمه ی معانی به لغات و عبارات شرایط روحی و محیطی ایشان تاثیر پذیر بوداینکه پیامبر در ایجاد قران نقش محوری داشت  نه تنها از عظمت و مقام پیامر نمی کاهد بلکه نشان از درجه ی نزدیکی و یکی شدن روح ایشان با حضرت باری تعالیستروح پیامبر با خدا یکی شد و به درجه ای رسید که جن و ملک در حسرت ان سوختندخوب فردی با این خصوصیات به مقام پیامبری میرسد(*) به مقامی که عالم بالا بر او گشوده میشود و هر انچه از دنیایی که نه از جنس ماست بر او جاری می گرددبعضی از منتقدین چنان با اطمینان از سخن گفتن جبرئیل با پیامبر تعریف میکنند که گاهی شک میکنیم شاید ایشان در زمان نزول وحی در آنجا شاهد ماجرا بودند!!!به هر حال نه دکتر سروش نه منتقدان و نه هیچ بشر دیگری توانایی دست یابی به حقیقتمطلق را ندارد ولیکن آنچه می ماند و ارزشمند است نفس عمل و روحیه کار استکه در اینجا تحقیقات و تفکرات دکتر سروش حتی اگر به ظن خیلی ها کفر  آمیز باشدچون جنبه حقیقت یابی و روح خدامحوری در ان است ارزشمند است بر خلاف بسیاری که

ادعای مسلمانی و دفاع از پیامبر دارند ولیکن بویی از مسلک احمدی نبر ده اند

(*تفاوت دید گاه بنده با دکتر سروش در اینجاست که به گمان من دکتر سروش معتقد است پیامبر

 انتخاب نشده بلکه خود به این درجه رسیده است این ناشی از تئوری بسط  تجربه ی نبوی ایشان می باشد که البته همانند سخنان قبلی ایشان مطلب بدیعی نیست کما اینکه شیخ شهاب الدین سهره وردی را بنا بر این تلقی کهخاتمیت پیامبر را زیر سوال برده و خود ادعای پیامبری کرده از بین بردندولیکن به زعم بنده آنچه ما به اسم پیامبر میشناسیم با آنچه عارفان کشف و شهود میکنند متفاوت استوحی نازل بر پیامبر همچون چتریست که سایه بر این کشف و شهود ها می اندازدانچه حضرت محمد (ص) و دیگر پیامبران را از عارفان تمایز یا به عبارتی برتری میدهدان مسئولیتیست که بر دوش پیامبران گذاشته شده که همان دین است(تجربه ی نبوی) یا (کشف و شهود) مسئله ایست شخصی. شما هیچ عارفی را پیدا نمیکنید که

تمدن آفرین و جامعه ساز باشد و جامعه ای را به سوی پارسایی و اخلاق رهبر بوده باشد)

« Newer Posts

دسته‌ها