نگاشته شده توسط: momenan | مارس 17, 2008

آقای خاتمی ,شما ترسوتر از آنید که در بهم زدن بازی با ملت همراه شوید!

 

آقای خاتمی, شما مطمئنا محبوب ترین سیاستمدار ایرانی معاصر هستید که همیشه مورد احترام حتی منتقدان ازهر دو سوی نظام قرار داردچه ذوب شدگان و چه اپوزسیون خارج نشین هیچ گاه نخواسته یا به عبارتی نتوانسته اندچونان دیگر مقامات شما را تخریب کنند. مردم هم گرچه امروز کمتر از 2 خرداد 76 ولی همچنان شما را دوست می دارند و شمابی شک پر نفوذترین عضونظام در میان مردمید. بنده شما را به عنوان آغازگر اصلاحات در دوران کنونی و کسی که با شجاعت و آگاهی پا در این راه پر خطر گذارد می ستایم ولی آقای خاتمی هیچ کس چون شما در به بن بست رسیدن اصلاحات در کشور و بی اعتماد شدن مردم به آن نقش نداشت آقای خاتمی !چرا اینگونه شد ؟آیا این کم شدن شجاعت و پاپس کشیدن از ریتم تنداصلاحات قسمتی از بازی بود که امروز باید بهم می خورد؟بنده از جمله افرادی بودم که به دلیل تعهدم به آرمان های اصلاحات تااخرین حد توانم مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردم ولی آقای خاتمی باید اعتراف کنم در همان لحظات هم می دانستم که این بازی به سود اقتدار گراین پیش رفته و به پایان می رسد. در عالم سیاست مهم ترین مولفه (که حتی می شود از بعد اهمیت گفت تنها مولفه)بر هم زننده بازی ها (قدرت) است.اما آقای خاتمی چگونه باور کنیم که شما و دیگر بزرگان اصلاحات از پایین ترین استعداد سیاسی برای استفاده از مولفه قدرت برخوردار نیستید؟دادن لیست 30 نفره در تهران که شما بهتر از هر کسی می دانستید چگونه ارا به نفع دولتیان از صندوق بیرون خواهد آمد چه توجیهی دارد؟ایا تنها فایده این لیست کشاندن 20% از واجدین شرایط دلسوز و متعهد به اصلاحات کشور به پای صندوق های رایی نیست که از پیش می دانستیم چه کسانی از آن بیرون می آیند؟ایا عدم دادن لیست این قدرت را در اصلاح طلبان ایجاد نمی کرد که حکومت لااقل قدر آنها را برای نگه داشتن وجه خود بداند و اینگونه توهین آمیز با آن برخورد نکند؟آقای خاتمی من امروز برای کسانی که از من طلبکارند که چرا مجبورشان کردم در این بازی شرکت کنند جوابی ندارم جز اینکه بگویم

شما ترسو ترین محبوبی هستید که در بازی مردم شرکت نکردید!    


پاسخ‌ها

  1. جالب بود

  2. مُسهل!(يبوست‌سياسی)[1]
    http://www.assize.blogfa.com

    محمدشوری
    نظام‌جمهوری‌اسلامی‌ايران‌وقتی‌يبوست‌می‌گيرد،توانائی‌آن‌راداردكه‌ازانواع‌«مسهل»‌استفاده‌كند!

    بااين‌‌‌قانون‌اساسی‌‌وانحصاری‌بودن‌«قدرت»درنزدعده‌ای‌معدودومحدود،طبيعی‌است‌كه‌هرازگاهی‌

    جمهوری‌‌اسلامی‌ايران‌‌‌‌‌يبوست‌بگيرد.

    اين‌يبوست‌‌بخاطر«انحصارطلبی»،«عدم‌اعتمادبه‌ديگران»،«توَهم‌‌توطئه»«دشمن‌تراشی‌فرضی‌»

    وبالاخر«8سال‌جنگ‌فرسايشی‌‌وبی‌سرانجام‌وبی‌نتيجه‌ايران‌وعراق»‌بوجود‌‌آمده‌است.

    همه‌می‌دانيم‌آنچه‌اكنون‌ازنيروهای‌سياسی‌(چه‌دردايره‌ه‌حاكميت‌وچه‌خارج‌ازحاكميت،‌امادارای

    ‌قدرت‌ورانت)دراين‌30سال‌باقی‌مانده‌وحضوردارد،اعم‌ازاصلاح‌طلبان‌فعلی‌،نيروهای‌باصطلاح ‌اصولگرا،سنتی‌ومحافظه‌‌كاركه‌دردسته‌هاوگروه‌ها،احزاب‌وسازمانهای‌سياسی‌،فعاليتی‌ازخودنشان

    ‌ می‌دهند[2]خوددربوجود‌آمدن‌اين‌‌«يبوست»شريك‌وسهيم‌‌هستند.

    ‌اكثريت‌مطلق‌نيروی‌حاكم‌برمديريت‌اجرائی‌دراين‌30سال‌هيچ‌تغييری‌نكرده‌است.منتهابرخی‌

    (مثل‌رئيس‌‌جمهوری فعلی)درفازپنهان‌بوده‌اندوبرخی‌درفازآشكار![3]‌

    درابتدای‌انقلاب‌،بطورطبيعی‌،نيروهای‌دسته‌اول،يعنی‌درجه‌يك‌قدرت‌سياسی‌رادراختيار‌‌‌داشتند[4]

    وآشكاراست‌كه‌نمی‌توانند‌ونمی توانستند‌‌بطور‌دائمی‌‌‌درپشت‌ويترين‌‌صحنه‌سياست‌قرارگيرند!

    ازوقتی‌‌كه‌يبوست‌های‌مكرر،[5] ‌‌داشت‌كاردست‌‌نظام‌ج.ا.ا.‌می‌داد،سعی‌شدفضای‌سياسی‌را‌باخوراندن

    ‌يك‌«مسهل»‌تازه‌،بديع،‌شناخته‌نشده‌وكاملاخوشمزه‌وباب‌ذائقه‌‌همه‌مردم‌‌ايران‌وجهان‌بين‌الملل‌،

    رفع‌يبوست‌‌كنند!

    آمدن‌‌«سيدمحمدخاتمی»‌به‌صحنه‌سياست،‌آنهم‌درفاز«پست‌رياست‌جمهوری»،مسهلی‌بودكه

    ‌نظام‌ج.ا.ا.‌نسخه‌اش‌را‌خودش‌برای‌خودش‌‌خودپيچيد!
    مسهل»‌خاتمی‌وجريان‌اصلاح‌طلب‍ی»‌‌ازنوع‌شكلات‌[6]بود؛تاجائی‌كه‌جمهوری‌اسلامی‌ايران

    ‌را‌با‌يك‌اسهال‌‌شديدازنوع ‌«تغييروتحول‌درزيرساخت‌»مواجه‌ساخت‌!

    هميشه‌شخصيت‌آدمهاهمان‌نيست‌كه‌نشان‌می‌دهند؛درست‌است‌كه‌اكثريت‌اين‌نيروهامتناوب

    ‌قدرت‌سياسی‌‌رادراختيار‌داشته‌اند،امادرجاهائی‌همين‌افرادخودعامل‌يك‌فرايندازنوع

    ‌«تز،آنتی‌تزوسنتز»‌شده‌وخواسته‌‌وياناخواسته‌عامل‌يك‌‌تغييربنيادی‌شده‌ومی‌شوند.مثل‌حضور

    گورباچف‌درمقام‌رياست‌جمهوری‌‌اتحادجماهيرشوروی‌سابق،كه‌نهايتابه ‌فروپاشی‌وتقسيم‌

    كشورهای اقماری‌درجمهوری‌های‌مستقل‌شد.هرچندگورباچف‌(رئيس‌جمهوری‌اسبق‌اتحاد

    جماهيرشوروی)‌ورئيس‌جمهورفعلی(پوتين)‌هردوازنيروهای‌حاكميت‌تك‌حزبی‌حزب‌كمونيست

    ‌شوروی‌بوده‌‌اند،اماسرانجام‌اين‌فرايند،يعنی‌«تز،آنتی‌تزوسنتز»كارخودش راكردواين‌چنين‌شد

    كه‌‌می بينيد!

    حضورجريانی‌،بنام‌اصلاح‌طلبان‌مصداق‌همين‌رونداست.كه‌درآن‌نيروهای‌بالفعل‌وبالقوه‌،دراين

    ‌8سال‌‌يك‌نوع‌اصلاحات،‌يايك‌نوع‌تحول‌را‌تحميلاوناخواسته‌،چه‌ازسوی‌‌خوداصلاح‌طلبان‌وچه‌‌از

    سوی‌مخالفين‌‌آنها)‌به‌وديعه‌نهاده‌شد،كه‌بازگشت‌به‌عقب‌ندارد[7].

    لذابه‌برای‌درمان‌،‌به فكرمسهلی‌تازه‌‌افتادند‌؛تا‌‌آب‌رفته‌رابه‌جوی‌بازگردانند.دولت‌نهم‌ورئيس‌

    جمهوری‌‌ازنوع«‌احمدی‌نژاد»،‌مسهل[8]‌‌ونسخه‌تازه‌‌جمهوری‌اسلامی‌ايران‌برای‌درمان‌خودش

    ‌‌است!

    رئيس‌دولت‌فعلی‌وهمراهانش‌،نه‌آنكه‌درقدرت‌وحاكميت‌حضورنداشتند،بلكه‌برعكس‌خيلی‌از

    آنهادرمناسب‌‌كليدی‌وگلوگاهی‌(يعنی‌امنيتی،اطلاعاتی‌)پنهان‌وآشكارفعايت‌داشته‌اند.منتها

    به‌لحاظتقسيم‌بندی‌‌افرادودرجه‌بندی‌سياسی‌‌(بقول‌‌هم‌سلكان‌وهم‌عقيده‌های‌خودشان)ازنيروهای

    ‌دست‌‌‌چهارم‌وپنج‌هستند.و‌باتركيب‌وماهيت‌‌فعلی‌قانون‌اساسی‌وباوجود‌نظارت‌استصوابی‌كه

    ‌كشف‌شورای‌نگهبان‌ازدوره‌چهارم‌مجلس‌بود،می‌توان‌‌گفت:

    «‌ازكوزه‌همان‌برون‌تراودكه‌د‌راوست»!

    «مسهل‌احمدی نژاد»كارش‌چيست؟

    اولاوی‌می‌خواهد‌‌بانشان‌دادن‌‌خاكی‌‌و‌عامی بودنش‌،بگويدمن‌مثل‌همين‌‌مردم‌عادی‌وتوده‌های

    ‌محروم‌هستم؛‌تبليغات‌،نوع‌‌ولحن‌حرفهاوحركت‌هاوبرخی‌سخنان‌ايشان‌و‌همراهانش‌،‌دليل‌اين‌

    ادعاست!

    ثانياسعی داشته‌نشان‌دهدكه‌هركاری‌كه‌می‌كند‌،اولين‌‌است،يعنی‌برای‌اولين‌مرتبه‌است،

    ‌تازه‌،بديع‌،نووجديداست‌وباهمه‌كارهای‌ديگردولت‌های‌گذشته‌تومنی‌صنارفرق‌دارد،

    مثل‌منحل‌كردن‌سازمان‌مديريت‌وهكذالخ…و‌قص‌عليهذا….

    ثالثا،وازهمه‌مهم‌تر،جنگ‌لفظی(يابهتربگوئيم‌زرگری وياسياه‌بازی‌والبته‌‌چيزی‌درنوع‌

    سفسطه‌گرايی‌كه‌شبهه‌ناك‌است‌وآدمی‌رابه‌گمان‌اينكه‌حقيقت‌است‌،‌فريب‌می‌دهد‌)ايشان‌و

    دولت‌نهم‌درمخالفت‌باهمه‌دولت‌های‌پيشين‌وروسای‌جمهور‌قبلی.‌

    ‌اينكارچندحسن‌‌دارد؛‌مردم‌عامی‌‌رابه‌وجد‌وشعف‌می‌آورد؛‌كه‌مثلا‌‌آنچه‌اينك‌دچارش‌هستيم

    ‌محصول‌كارگذشته‌بوده‌‌وبه‌ايشان‌ودولتش‌ربطی نداردو…كه‌اين‌گونه‌انتقادهابرای‌عوام

    ‌خوشايند‌است.چون‌اگربا«حلوا‌حلوادهان‌‌شيرين‌نشود»،«وصف‌العيش‌‌‌نصف‌العيش»كه‌‌

    هست!؟مثلاپول‌نفت‌‌(كه‌از‌مرز90دلارهم‌گذشت)حال‌كه‌‌درسفره‌‌غذايشان،وجودش‌را‌احساس

    نكردند،حداقلش‌اين‌است‌‌كه‌گفته‌شد‌،‌دولتهای‌پيشين‌مسبب‌همه‌اين‌وضعيت‌‌موجودهستندو

    قص‌عليهذا…

    ازآنجاكه‌«ازكوزه‌همان‌برون‌تراود‌كه‌دراوست»‌ودولت‌فعلی‌طبيب‌خوبی‌برای‌نظام‌

    ‌ج.ا.ا.‌نيست،‌لذا‌همين‌تنازع‌ودراصل‌همين«‌تعامل»‌در«گفتمان‌های‌خصمانه‌كلامی»

    ويا«بيانيه‌ای»‌منجر‌‌به‌تطهيرآقايانی‌می‌شودكه‌دراين‌سالهاحاكميت‌‌راچندقبضه‌در

    اختيارداشته‌اند[9] ؛‌تاجائی‌كه‌ازآنها‌دوباره‌يك‌چهره‌‌اصلاح‌طلب‌وياهمان‌حلال‌مشكلات،

    يعنی‌‌يك‌«مسهل»‌تازه‌[10]‌‌بسازندو…

    بطورمثال‌،‌باآنكه‌همه‌اين‌افراد(مجموعه‌اصلاح‌طلبان‌واصولگران‌،ياجناح‌چپ‌وراست

    ‌‌وديگرجريانات‌پپرو)می‌دانندوضعيت‌تقسيم‌قدرت‌درقانون‌اساسی‌چگونه‌‌است‌واز«نظارت‌

    استصوابی»‌مستدرك‌شورای‌نگهبان‌‌چه‌كارهاكه‌برنمی‌آيدوهمه‌اش‌هم‌قانونی‌است،اماباز

    می‌بينيم‌‌دراين‌فضائی كه‌خودساخته‌اندهمه‌آنها(‌ازراست‌افراطی‌گرفته‌تاچپ‌افرطی، ازمحافظه‌‌كاراصلاح‌طلب‌گرفته‌تامحافظه‌كارسنتی‌وليبرال،ازمراجع‌‌تقليد(رسمی‌ودولتی)‌گرفته

    ‌تااشخاص‌مستقل،همه‌آنهادربيانيه‌هاواعلاميه‌هاوسخنان‌وكذاوكذای‌خود،درمخالفت‌باجريان‌رد

    صلاحيت‌‌ها،حرفهائی زده‌واظهارات‌وبيانيه‌هائی‌صادركرده‌اند،وباآن‌يك‌موج‌راه‌انداخته‌كه‌بايد

    ‌بگرديم‌پيداكنيم‌پرتقال فروش‌‌را؟![11]

    جمهوری‌اسلامی‌ايران‌‌از«مسهل‌اصلاح‌طلبی»انبساط‌‌‌بيش‌ازحد‌انتظارفراخ‌ناك‌شد!وباآمدن

    ‌«مسهل‌احمدی‌نژاد»بااينكه‌هنوزدوره‌اول‌رياست‌جمهوری‌اش‌‌‌تمام‌نشده‌است‌،دچارانقباض

    ‌شديدی‌شده‌است‌[12]

    والسلام
    تهرا/25بهمن‌سال‌1386

    ——————————————————————————–

    [1] -شکم‌نرم‌کننده(ناظم الاطباء).هرچيز‌که‌شکم‌را‌براند‌و اسهال آورد.‌دوائی‌که‌رطوبات‌عروق‌و اعضاء

    ديگر‌را‌بسو‌ی‌امعاء‌کشد‌و‌از‌بر‌بيرون‌کند(يادداشت مرحوم‌دهخدا)کارکن، داروی‌کار.هرچه‌اخراج فضول‌ازطريق‌امعاء‌نمايد.داروئی‌که‌معده‌و‌روده‌ها‌را‌تطهير‌کند‌و‌فوضلات‌را‌از‌شکم‌براند.

    [2] -البته‌همه‌اين‌گروههاوجريانات‌سياسی‌وقتی‌خوب‌تقسيم‌بندی‌شوند،دودسته‌بيشترنيستند:جناح‌چپ‌وجناح‌

    راست؛امری‌معمول‌درهمه‌بازی‌های‌سياسی‌رايج‌دنيا!منتهافرق‌دمكراسی‌‌ما(دمكراسی‌ازنوع‌ولايت‌مطلقه

    ‌فقيه‌)بامثلابادمكراسی‌فرانسه‌‌وآلمان‌دراين‌است‌‌كه‌‌درقانون‌اساسی‌آنها‌قدرت‌وتفكيك‌قواكاملامشهودبوده‌وحدود

    وثغورمعلوم‌است.ونحوه‌پاسخگوئی‌وحساب‌رسی‌وحساب‌كشی‌نيزمعلوم‌بوده‌وباهرحركت‌خلاف،نيروهای

    ‌رسانه‌ای‌ومنتقدين‌،صريحاآنرابه‌عرصه‌اجتماع‌برده‌وباافشاگری‌پته‌طرف‌راروی‌آب‌می‌ريزند.درقانون‌اساسی

    ‌ماهم‌معلوم‌است،بااين‌تفاوت‌كه‌طبق‌اين‌قانون،قدرت‌مطلقه‌دردست‌چندنفرودردست‌‌مجمع‌تشخيص‌مصلحت‌ويك

    ‌نهادی بنام‌شورای نگهبان‌است‌‌كه‌همگی‌منصوب‌ومنتخب‌ولايت‌مطلقه‌فقيه‌هستند.رهبری‌كه‌برآمده‌ازمجلس‌خبرگانی‌

    است‌كه‌اعضايش‌بايداول‌ازفيلترشورای نگهبان‌بگذردتاحضوريابد!بااين‌تفاسيرجنگ‌احزاب‌برای‌بدست‌آوردن‌كرسی

    ‌قدرت‌‌وتغييردروضعيت‌اقتصادی-اجتماعی‌-فرهنگی‌مردم‌فقط‌يك‌سياه‌بازی‌است.مضاعف‌براينكه‌همه‌اين‌نيروهای

    ‌سياسی‌به‌ترتيب‌‌وبه‌وقتش،برصنلی‌حاكميت‌‌دراين‌سالهاتكيه‌‌زده‌اندوهرچه‌امروزمابرداشت‌می‌كنيم،‌دست‌پخت‌خودشان‌

    می‌باشد!وانعكاس‌وقايع‌آنچنان‌كه‌هست‌توسط‌رسانه‌ها‌نيز‌بااين‌وضعيت،‌ازپيش‌معلوم‌‌است؛وجريان‌های‌‌مستقل،وبدون

    ‌پشتوانه‌ورانت،‌‌ياسركوب‌ويامحروم‌‌شده‌وكسی‌هم‌مطلع‌نمی شود؛آنچه‌كه‌‌ازبرخی‌صداهاشنيده‌می‌شود،نوعی‌شخصيت

    ‌سازی‌است؛چون‌مثلاهيچكس‌نمی‌تواندمثل‌اكبرگنجی‌درزندان‌آنچنان‌اعتصاب‌غذاازنوع‌بابی‌ساندزبكندوآنهمه‌‌انعكاس‌و

    ‌عكس‌ازداخل‌زندان‌(برای‌تبليغات‌وجريان‌سازی سياسی)ازوی‌گرفته‌شودوآنگاه‌آزادشده‌وسپس‌بدون‌امرمعمول‌قانونی،

    سريعابه‌خارج‌‌ازكشوربرودوآنجاهم‌ازاين‌سناريوی‌ساخته‌شده‌درداخل،نيروهای‌بيرونی‌،دچارتوَهم‌شده‌ومثلاسفره‌دلشان‌

    رابرای‌ايشان‌بازكنندوياوی‌ليدری‌برای‌آتيه‌بعدی‌نظام‌جمهوری‌اسلامی‌ايران‌‌گردد!؟!!

    [3] -اگربه‌ه‌بررسی‌سوابق‌افرادبپردازيم‌(كه‌برخی‌ازوجوه‌شخصيتی‌اين‌افراددردايره‌حاكميت،‌بدليل‌امنيتی‌بودن‌چندان‌

    آشكارنيست)متوجه‌خواهيم‌شدهيچ‌تغييراساسی‌درفازمديريت‌انجام‌‌نگرفته‌است!؛فقط‌برخی،‌ناشناخته‌تصويری‌وكلامی

    ‌بوده‌اند!

    [4] -الان‌هم‌حضوردارند؛امانه‌درجائی‌كه‌مردم‌ازآنهاانتظارداشته‌باشندوباصطلاح‌فحش‌خورباشد!همه‌ايشان‌درمجمع‌تشخيص

    ‌مصلحت‌نظام‌‌تجميع‌شده‌وسياست‌های خردوكلان‌نظام‌ج.ا.اراباهم‌تبيين‌‌وتدوين‌كرده‌وهركدام‌به فراخوروجهه‌‌وگرايش سياسی‌خود،‌آن‌رابه‌عرصه‌مديريت‌اجرائی‌،ويابازی سياست می‌برد.

    [5] اولين‌يبوست‌سياسی‌:«بازرگان‌وشورای‌انقلاب»؛دومين‌يبوست‌سياسی:«بنی‌صدرورجائی»؛وبالاخره‌سومين‌يبوست‌سياسی‌:

    «قدرت‌رئيس‌جمهوری‌‌واختيارات‌‌نخست‌وزيری»بودكه‌‌،اولينش‌دولت‌بازرگان‌دوام‌طولانی‌نداشت،

    دومينش،اولين‌رئيس‌جمهوری‌زودخلع‌يدشد،وسومينش،‌باضرب‌حضورامام‌خمينی‌‌وتاسيس‌غيرقانونی‌مجمع‌تشخيص‌

    مصلحت‌‌نظام‌،رفع‌ورجوع‌شدتابالاخره‌تصميم‌گرفته شد‌قانون‌اساسی‌تغييريابد؛قدرت‌ولايت فقيه،‌‌مطلقه شد،مجمع‌تشخيص

    ‌مصلحت‌‌‌رسمی وقانونی شد،وپست‌نخستوزيری برای‌هميشه‌حذف‌گرديد!

    [6] -بعضی‌ازشكلات‌ها«مسهلند»!يعنی‌برخی‌از«مسهل»هادرطعم‌ومزه‌شكلات‌وبه‌شكل‌وقامت‌همان‌شكلات

    ‌ساخته‌شده‌اند.چنانچه‌ندانيم‌وبه‌خيال‌آنكه شكلات‌هستند،آنرابخاطرخوشمزگی‌،‌بفور‌وبسياربخوريم،آنوقت

    ‌آنچنان‌اسهالی‌‌‌خواهيم‌گرفت‌كه‌بايدراهی‌بيمارستان‌شويم‌!!

    [7] -برخی‌افرادی‌كه‌اينك‌درزمره‌اصلاح‌طلبان‌معرفی‌می‌شوند،نمی‌خواستند‌اين‌چنين‌شود؛يعنی‌پيش‌بينی آنرانمی‌كردند؛ازهمين‌روی سعی‌دارندبااقاريری‌‌وافاضاتی،‌سعی‌دارند‌آن‌اسهال‌شديدناشی‌از«مسهل‌از

    نوع‌شكلات‌»‌كه‌به‌جريان‌اصلاح‌طلبان‌‌‌معروف‌شد،خودمُسّكن‌آن‌شوند!!؟

    [8] -مسهل‌به‌معنای تسهيل‌كننده‌وروان‌كردن‌است‌ودولت‌نهم‌برای‌آن‌‌آمد‌تا‌آن‌اسهالی‌‌راكه‌از«مسهل شكلاتی»نظام‌ج.ا.ا.

    ‌دچارش‌شده بود‌رارفع‌‌ورجوع‌كند!؟

    [9]-نوعی‌«پولشوئی‌سياسي»!كه‌دريادداشتی جداگانه‌،‌به‌آن‌خواهيم‌پرداخت.

    [10]-«مسهل»به‌معنی‌تسهيل‌كننده‌،ازماده‌«سهل‌‌وآسان‌شدن»است.يعنی‌‌تسهيل‌اموردرگروحضورهمان‌افراداست!

    [11]-مثلابرای نوه‌امام(گيرم‌پدرتوبودفاضل‌ازفضل‌پدرتراچه‌حاصل؟)كلی‌هياهوراه‌انداخته‌اندكه‌ای وای‌چه‌نشسته ايد؟نوه‌‌امام‌هم ردصلاحيت‌شد؟پس‌به‌امام‌توهين‌شد؟!ماتوهين به بيت‌امام راهرگزتحمل‌نمی‌كنيم‌وكذاوكذا…!!؟

    خب‌،اولانوه‌امام‌باشدكه‌باشد؛اگرردصلاحيت‌درست‌است،‌كه‌نوه‌امام‌‌وغيرامام‌ندارد!ثانيابعداز‌كلی‌تبليغات‌سياسی،گفتندكه‌ايشان

    ‌بخاطر‌ندادن‌مدرك‌تحصيلی‌‌به‌حوزه‌نام‌نويسی‌ردصلاحيت‌شده‌است!!وازاين‌نوع‌حرفهای كشداركه‌فقط‌«مصرف سياسی»‌خاصی

    ‌دارد… كه‌كمترينش‌«سرگرمی‌سياسی»وفريب‌«فشاربين‌المللی‌»است!

    واحتمال‌اينكه‌«همه‌برای‌‌يكی»باشدهست!يعنی‌درحقيقت‌يك‌قانون‌نانوشته‌بنام‌«فصل‌الخطابی‌بنام‌ولايت‌مطلقه فقيه»؛كه‌همان‌حكم‌حكومتی‌است‌؛وسط‌بيايد؛يعنی‌ختم‌«غائله‌بازی‌سياست»بافرمان‌رهبری!

    [12]-اين‌همه‌هياهو(در‌ردصلاحيت‌‌كانديداهای‌انتخابات‌دوره‌هشتم‌مجلس)،هياهوبرای‌هيچ‌است؛هياهوئی‌كه

    ‌درپی‌يافتن‌«مسهل»ی‌تازه‌است!‌‌

  3. سلام
    او روزی که سید رو با اون عبای شکلاتی و اون خنده ها انتخاب می کردیم، هیچ کدوم فکر این روز نبودیم، همه سرخوش بودیم، همه مست بودیم و البته حریف زخمی، حالا هم ما همچنان مستیم ولی حریفی دیگه نیست، حالا حریف دیروز آقای امروز شده، محالِ ممکنِ که اونها اشتباهی رو که ما کردیم بکنن، ما به سید فیلسوفی اقتدا کردیم که دوستش داریم، ولی سید اهل بازی نبود، ما می خواستیم با سید خیلی از بازی ها رو بهم بزنیم ولی سید ما ترسو تر از این بود که وقتی لایحه هایی که به مجلس داد پرپر شد، استعفا بده، سید ما ترسو تر از این بود که حرف بزنه، وقتی گندش در می امود چیزی می کفت، امروز هم به قول تو گلو پاره کردیم و فحش از این طرفی که عامل جمهوری اسلامی هستیم، ولی باز گفتیم رای بدین، ولی افسوس ره دوری است و من درمانده، سید هنوز هم ترسو است با اینکه حتی آخرین ذره های آبرو و حیثیت اش رو برای ِ این لیست سی نفره تهران خرج کرد، افسوس که سید ما دیگه بی چیز شده ولی باز هم ترسو است.

    به امید استقلال، آزادی، جمهوریِ واقعی

  4. سلام
    او روزی که سید رو با اون عبای شکلاتی و اون خنده ها انتخاب می کردیم، هیچ کدوم فکر این روز نبودیم، همه سرخوش بودیم، همه مست بودیم و البته حریف زخمی، حالا هم ما همچنان مستیم ولی حریفی دیگه نیست، حالا حریف دیروز آقای امروز شده، محالِ ممکنِ که اونها اشتباهی رو که ما کردیم بکنن، ما به سید فیلسوفی اقتدا کردیم که دوستش داریم، ولی سید اهل بازی نبود، ما می خواستیم با سید خیلی از بازی ها رو بهم بزنیم ولی سید ما ترسو تر از این بود که وقتی لایحه هایی که به مجلس داد پرپر شد، استعفا بده، سید ما ترسو تر از این بود که حرف بزنه، وقتی گندش در می امود چیزی می کفت، امروز هم به قول تو گلو پاره کردیم و فحش از این طرفی که عامل جمهوری اسلامی هستیم، ولی باز گفتیم رای بدین، ولی افسوس ره دوری است و من درمانده، سید هنوز هم ترسو است با اینکه حتی آخرین ذره های آبرو و حیثیت اش رو برای ِ این لیست سی نفره تهران خرج کرد، افسوس که سید ما دیگه بی چیز شده ولی باز هم ترسو است.

    به امید استقلال، آزادی، جمهورواقیِ عی

  5. زيبا و درست بود .

  6. سلام با ترسويي خاتمي موافقم .

  7. با شمامخالفم خاتمی نه تنها ترسو نیست بلکه بسیار شجاعت به خرج داد و با وجود چنین شرایط سختی میدان رو خالی نکردو با تلاش نهایتا بعد از اونهمه رد صلاحیت لیستی رو اماده کرد که هر چنداز اصلاح طلبان دسته سوم بودئند ولی قطعا از خلی ازاقایونی که الان رای اوردن معتدل تر بودن و حداقل میتوستن از تشکیل مجلسی تک صدا جلوگیری کنن. حال اگر ما مثل همیشه استراتژی قدیمی و بی نتیجه تحریم رو سر لوحه کارمون قرار دادیم و در نتیجه یک عده مشنگ رو خیلی آسان به مجلس فرستادیم دلیلی برای ایراد گیری از خاتمی نیست.ما ایرونی ها آدمها عجیبی هستیم از یک طرف میگیم در” انتصابات” شرکت نمیکنیم چون آزاد نیست بعد درآخرین انتخابات شوراهای خاتمی که یکی ازآزادترین انتخابات در جمهوری اسلامی بوده و تقلب هم نشد و از همه گروهها و افراد مستقل در اون کاندید بودند هم نرفتیم رای بدیم و احمدی نژاد شهردار شد. از یک طرف با چنان نفرتی از خاتمی حرف میزنیم (انگار منشاء همه مصیبت های ماست و تو گویی انهمه کارهای مفید نکرد) بعد کاری میکنیم بادامچیان و حسینیان و حداد عادل راحت برن مجلس. از یک طرف میگیم تقب شده بعد با ضرب و تقسیم ثابت میکنیم 30% هم در انتخابات شرکت نکردن خوب بابا دیگه نیازی به تقلب نبوده خوداشون به هم رای دادن.مقصر ماییم.

  8. وقتي ملت به روايت آمار در انتخابات شركت نمي كتتد به اين اميد واهي كه با تحريم انتخابات مشروعيت نظام به باد مي رود ديگر چه انتظاري از نتيجه داريد؟ديديد كه خود وزارت كشور با شجاعت اعلام كرد 40% در تهران راي داده اند و در نتيجه اين اعلام مشروعيت نظام زير سوال نرفت.فقط اتفاقي كه افتاد اين بود كه آنهايي كه پاي ثابت هر انتخاباتي هستند آمدند و به كانديداهاي اصولگرا راي دادند اما آن 60 درصد كه حتي اگر يك سوم انها هم راي مي دادند نتيجه چيزي غير از اين مي شد روز اتخابات پيدايشان نبود.اين طبيعيست كه كانديداهاي اصلاح طلب راي نياورده اند.راي كه از آسمان نمي ايد(حداقل براي اصلاح طلبان!) من و شما بايد راي دهيم.
    خيلي اخلاق جالبي داريم:راي نمي دهيم بعد هم كساني كه مي خواهيم راي بياورند بطور طبيعي راي نمي آورند مي گوييم تقلب شده و بعد هم چون در هر حال فحش خور خاتمي ملس است يك سيخ هم به او مي زنيم!!!ببخشيد دارم مي تركم اگه اينو ننويسم:
    خريت نه تنها علف خوردن است!

  9. [...] 18, 2008 از وبلاگ یکی از رای دهندگان ِ بی‌اندازه محترم ِ شرکت کننده در انتخابات می‌خواندم [...]

  10. من هم با نظر مهرنوش موافقم!!!!خاتمی ترسو نیت بلکه با تمام شجاعت آمده


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته‌ها